۱۰ الگو در ۵ اندازهی موج
گارتلی، خفاش، خفاش جایگزین، پروانه، خرچنگ، خرچنگ عمیق، کوسه، ۵-۰، سایفر و ABCD؛ هر کدام روی موج میکرو تا مگا.
راهنمای گروه · الگوهای قیمتی
الگوی هارمونیک یک مسیر پنجنقطهای است که هر پایهاش باید نسبت فیبوناچی مشخصی با پایهی قبلی داشته باشد. اگر همهی نسبتها با هم درست بنشینند، نقطهی D همان جایی است که انتظار برگشت قیمت میرود.
در هر الگوی هارمونیک پنج نقطهی چرخش (سقف یا کف) پشت سر هم داریم که X، A، B، C و D نام دارند. چهار موج میان آنها — XA، AB، BC و CD — اسکلت الگو را میسازند. آنچه یک الگو را از دیگری جدا میکند شکل ظاهری نیست؛ نسبت طول این موجها به یکدیگر است. مثلاً در گارتلی، موج AB حدود ۶۱٫۸ درصد موج XA برمیگردد و در خفاش حدود ۳۸٫۲ تا ۵۰ درصد.
نقطهی D، جایی که الگو کامل میشود، «ناحیهی بازگشت احتمالی» (PRZ) نام دارد. معاملهگر هارمونیک منتظر نمیماند روند عوض شود تا وارد شود؛ پیشاپیش میداند الگو در کدام ناحیه کامل میشود و آنجا بهدنبال نشانهی برگشت میگردد. به همین دلیل ارزش اصلی این الگوها یک ناحیهی مشخص با حد ضرر نزدیک است، نه پیشبینی قطعی.
گارتلی، خفاش، خفاش جایگزین، پروانه، خرچنگ، خرچنگ عمیق، کوسه، ۵-۰، سایفر و ABCD؛ هر کدام روی موج میکرو تا مگا.
الگو با «بیشتر نسبتها» ثبت نمیشود؛ هر شرطی که برقرار نباشد، الگو وجود ندارد.
نقاط X تا D همان لحظه ذخیره میشوند تا روی نمودار دقیقاً همان الگویی رسم شود که سیگنال داده است.
اول سقفها و کفهای معنادار نمودار با الگوریتم زیگزاگ مشخص میشوند. سپس پنج پیوت آخر به ترتیب X، A، B، C و D در نظر گرفته میشوند و نسبت هر موج به موج قبلی اندازهگیری میشود. این بررسی کندلبهکندل در طول نمودار جلو میرود و هر بار فقط به پیوتهایی که تا همان لحظه وجود داشتهاند نگاه میکند؛ پس الگو هیچوقت با اطلاعات آینده ساخته نمیشود.
هر نسبت باید با تحمل ۱۵± درصد روی عدد هدف بنشیند. وقتی شرطی بهصورت بازه نوشته شده (مثلاً ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶)، معنایش «هر عددی بین این دو» نیست: نسبت باید با همان تحمل روی یکی از نسبتهای استاندارد فیبوناچی داخل بازه بنشیند (۰٫۳۸۲، ۰٫۵، ۰٫۶۱۸، ۰٫۷۰۷ یا ۰٫۸۸۶). این سختگیری تعداد الگوهای ضعیف را کم میکند.

گارتلی قدیمیترین و شناختهشدهترین الگوی هارمونیک است. موج AB حدود ۶۱٫۸ درصد از موج XA را برمیگرداند و نقطهی D در اصلاح ۷۸٫۶ درصدی همان موج XA تشکیل میشود؛ یعنی D داخل محدودهی موج XA میماند و از X عبور نمیکند.

خفاش شبیه گارتلی است، اما موج AB کمعمقتر برمیگردد (۳۸٫۲ تا ۵۰ درصد) و نقطهی D عمیقتر، روی اصلاح ۸۸٫۶ درصدی موج XA، تشکیل میشود. نزدیکی D به X حد ضرر را کوچک نگه میدارد و همین خفاش را محبوب کرده است.
در خفاش جایگزین، AB فقط ۳۸٫۲ درصد برمیگردد و D از X عبور میکند و روی ۱۱۳ درصد موج XA مینشیند. یعنی خفاش جایگزین الگویی است که سقف یا کف قبلی را کمی میشکند و بعد برمیگردد.

در این سه الگو نقطهی D فراتر از X میرود؛ به همین دلیل به آنها «گسترشی» میگویند. بازار سقف یا کف قبلی را میشکند، معاملهگرانی که دنبال شکست بودهاند وارد میشوند، و درست همانجا الگو کامل میشود.
پروانه D را روی ۱۲۷ درصد موج XA میگذارد. خرچنگ کشیدهتر است و D را تا ۱۶۱٫۸ درصد XA میبرد؛ بلندترین موج CD را در میان همهی الگوها دارد. خرچنگ عمیق همان ۱۶۱٫۸ درصد را دارد، اما موج AB آن تا ۸۸٫۶ درصد برمیگردد.

پروانه رایجترین الگوی گسترشی است. چون D کمی بیرون از محدودهی XA تشکیل میشود، این الگو اغلب در انتهای حرکتهایی دیده میشود که آخرین سقف یا کف را بهاصطلاح «جارو» میکنند و برمیگردند.

سایفر در میان معاملهگران کوتاهمدت محبوب است، چون نقطهی C پس از عبور از A کامل میشود و D در اصلاح ۷۸٫۶ درصدی کل حرکت X تا C مینشیند؛ ناحیهای که اغلب با حمایت یا مقاومت قبلی همپوشانی دارد.

هر الگوی هارمونیک در پنج اندازهی موج وجود دارد. «موج» اندازهی نوسانی است که سقف یا کف حساب میشود: کندلی سقف (پیوت) شمرده میشود که سقفش از بالاترین سقفِ چند کندل پیش از خودش بالاتر برود، و کف هم برعکس. تعداد این کندلها نردبان موج را میسازد: میکرو = ۷ کندل، مینور = ۱۲ کندل، متوسط = ۲۰ کندل، ماژور = ۳۳ کندل و مگا = ۵۴ کندل.
موج کوچکتر یعنی نوسانهای ریزتر هم سقف و کف حساب میشوند؛ سیگنال زودتر و بیشتر میآید اما نویز هم بیشتر است. موج بزرگتر فقط نوسانهای درشت را میبیند؛ سیگنال کمتر و دیرتر است اما به ساختار بزرگتری از بازار تکیه دارد.
سیگنال هارمونیک یعنی الگو کامل شده و قیمت به ناحیهی بازگشت رسیده است؛ یعنی برگشت شروع نشده، بلکه ناحیهای مشخص شده که احتمال برگشت در آن بالاتر است. بیشتر معاملهگران منتظر یک نشانهی تأیید میمانند — یک کندل برگشتی، شکست یک خط روند کوتاه یا واگرایی — و بعد وارد میشوند.
هر استراتژی صفحهی خودش را دارد: توضیح دقیق شرط، تصویر نمونه و سابقهی رخدادهای اخیر. برای دیدن جزئیات، روی نام یا اندازهی موج آن کلیک کنید.
ثبتنام کنید یا وارد حساب خود شوید و از منوی پنل به «تنظیمات» بروید.
در «بسته های استراتژی» یک بستهی تازه بسازید، از فهرست گروهها «الگو های هارمونیک» را باز کنید و استراتژیها و موجهایی را که میخواهید انتخاب کنید.
در «جدول ها» یا «آلرت ها» بسته را با نمادها و تایمفریمهای دلخواه ترکیب کنید تا رصد شروع شود.
هر سیگنال را باز کنید تا ساختاری که آن را ساخته، روی نمودار واقعی همان نماد رسم شود.
چون همهی نسبتها باید همزمان با تحمل ۱۵ درصد روی نسبتهای استاندارد بنشینند. الگویی که از نظر ظاهری شبیه است اما یکی از نسبتهایش بیرون از محدوده است، ثبت نمیشود. همچنین ممکن است الگو روی موج دیگری تشکیل شده باشد.
الگوی «بهتر» وجود ندارد؛ هر الگو در شرایطی بهتر کار میکند. الگوهای داخل محدوده (گارتلی، خفاش) حد ضرر نزدیکتری دارند و الگوهای گسترشی (پروانه، خرچنگ) در انتهای حرکتهای تند ظاهر میشوند. سابقهی هر استراتژی را در صفحهی خودش ببینید.
از جای نقطهی D نسبت به C: اگر D پایینتر از C باشد الگو صعودی است و سیگنال خرید ثبت میشود؛ اگر بالاتر باشد سیگنال فروش.
شکلهایی که خود کندلها روی نمودار میسازند: هارمونیک، دوقلو و سهقلو، QM، مثلث، گوه و الگوهای کندلی.
سقف و کف دوقلو با هشت آستانهی دقت، روی سایه یا قیمت پایانی.
سه برخورد همارتفاع به یک سقف یا کف؛ کمیابتر و محکمتر از دوقلو.
کوازیمودو: شکست ساختار و بازگشت به ناحیهی شروع حرکت.
شکست بالا یا پایین مثلث صعودی و نزولی، با ضلع تخت سنجیدهشده.
گوه (وج): دو خط همجهت که به هم نزدیک میشوند، و شکست آن پیش از رأس.
هر گروه راهنمای جداگانه دارد؛ از الگوهای قیمتی تا سبک گن و ICT.